خنده ، گریه ...
زنها همین طوریاش هم موجودات عجیب و پیچیدهای هستند، چه برسد به این که مادر هم بشوند. مادر شدن تناقضهای موجود در روح زنها را هزار برابر میکند. این روزهای مادرانه احساس میکنم پر شدهام از تناقض و احساس. ترسو شدهام. با کوچکترین صدایی از جا میپرم. شجاع شدهام. پارسا را با یک دست میگیرم و با دست دیگر آشپزی میکنم. وقتی یک تکه سیب را گاز میزند دستم را میکنم ته حلقش و آن را بیرون میکشم. اگر چیزیاش بشود، هول نمیشوم؛ اول نجاتش میدهم و بعد که مطمئن شدم خطر به خیر گذشته، برای خودم آبقند میآورم. بیشتر میخندم....
نویسنده :
مامان مریم
19:52



