پارساپارسا، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 1 روز سن داره

پارسا ...تمام زندگی من و بابایی ...

1 ماه گذشت.....

1389/12/28 11:54
نویسنده : مامان مریم
84 بازدید
اشتراک گذاری

چند روز پیش موقع عوض کردن لباس پارسا، متوجه یک اتفاق جدید شدم؛ اولین لباس پارسا برایش کوچک شده بود!

همان سرهمی‌ای که آن اول‌ها - وقتی هیچ لباس دیگری، حتی سرهمی‌های سایز صفرش، اندازه‌اش نبود- تنها چیزی بود که می‌شد برای مهمانی تنش کرد. حالا... این اولین لباس برایش کوچک شده!

وقتی مادر هستی، وقتی تمام ساعت‌های شبانه روزت در کنار بچه می‌گذرد، اصلا متوجه گذشتن روزها و بزرگ شدن بچه نمی‌شوی. هر از چند گاهی که دیگران بچه را می‌بینند و می‌گویند «چه بزرگ شده!» جا می‌خوری و می‌گویی «جدی؟!» و فکر می‌کنی لابد راست می‌گویند. اما کوچک شدن یک لباس، لباسی که تا همین چند روز پیش می‌شد تنش کرد، یک علامت باورکردنی از واقعیتی است که توی روزهای تکراری و پشت سر هم فراموشش کرده بودی: این بچه هر روز دارد بزرگ‌تر می‌شود.

وقتی به این ماجرا فکر می‌کنم، پشتم می‌لرزد. از طرفی خوشحالم از این که پارسا بزرگ شده. از طرفی ناراحتم از این که این روزهای تکرار نشدنی دارند مثل باد می‌گذرند و از طرفی نگرانم. این یک ماه، من مادر خوبی بوده‌ام؟ ماه اول زندگی فرزندم را چطور ساخته‌ام؟ نکند کوتاهی کرده باشم؟

مادری، خیلی سخت‌تر از آن چیزی است که فکرش را می‌کردم.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)