من خودم بهتر میدانم...
از دوست و آشنا بگیر تا رهگذر و ناآشنا، همه میگویند «این بچه رو انقدر بغل نکنید؛ بغلی میشه!» راست هم میگویند. بچهها این چیزها را واقعا میفهمند، حتی در همین هفتههای اول. بعد هم توضیح مفصلی میدهند در مورد این که بچه اگر بغلی شود، چه بیچارگیها که پدر و مادر نباید بکشند و تا چند سالگی بچه هم ماجرا همین خواهد بود و درد دست و کمر و گردن است که مادر و پدر را از پا میاندازد و... سپس یک خاطره از یکی از آشنایان و اقوام هم ضمیمه ماجرا میکنند تا ادعای خود را محکمتر کنند. نیازی به این همه محکمکاری نیست؛ دارم میبینم که راست میگویند.![]()
از آن طرف روانشناسها و کارشناسهای پرورش کودک، میگویند در سنین نوزادی، هر گریه نوزاد را فوری جواب بدهید. نگذارید نوزاد احساس کند تنهاست. اگر گریه کودک به سرعت توسط والدینش (خصوصا مادرش) جواب داده نشود، کودک احساس بیپناهی و عدم امنیت میکند و این احساس خیلی روی روحیه او در آینده تاثیر میگذارد. خیلی از بچههایی که دچار عقدههای کمبود محبت هستند، نوزادهایی بودهاند که ساعتها گریه میکردهاند و کسی بغلشان نمیکرده. اسلام هم چیزی شبیه به همین را میگوید؛ پیامبر گفته تا دو سالگی، بدون حساب به بچه محبت کنید. تا میتوانید او را ببوسید و بغل کنید. بگذارید از این که شما دوستش دارید، مطمئن باشد
.
حالا ما ماندهایم این وسط. بالاخره این بچه را بغل کنیم، یا نکنیم؟
من فکر میکنم انتخاب دست خودمان است: روان سالم بچه، یا گردن و کمر سالم مادر و پدر؟!.gif)


من خودم بهتر میدانم...
