همسر مهربان من...
این روزها که گذشت مادرم بود...مادر پدرت بود...مهمان آمد ...هنوز هم می آید....
اما هیچ کس مهربانی ها و نگرانی های پدرت را نداشت....
هر کس نگران خودش بود ...مادرم ، مادرش ...فامیل...
اما تنها پدرت بود که با سختی ها... درد ها و گریه های من مهربان بود... همیشه ی همیشه.... در خستگی، در خوشحالی ، در گرفتاری ، در مریضی ، در درد ، کنار من بود و آرامم می کرد...
راست است که می گویند هیچ کس همسر نمی شود...
همسرم دوستت دارم........![]()
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


همسر مهربان من...
