پارساپارسا، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 1 روز سن داره

پارسا ...تمام زندگی من و بابایی ...

چند تجربه ی مادرانه...

1390/6/6 20:04
نویسنده : مامان مریم
183 بازدید
اشتراک گذاری

-       مادرها هیچ وقت برخلاف احساس مادرانه‎شان به حرف‎های دکترها عمل نمی‎کنند! مهم نیست که آن دکتر چقدر حاذق است، وقتی مادری احساس کند که کار دیگری درست است، کار خودش را می‎کند. در بهترین حالت مادر کلی می‎گردد تا دکتری را پیدا کند که با او هم عقیده باشد! با این وجود مادرها و دکترها هر دو همچنان به کار خودشان ادامه می‎دهند! 

-       مهم نیست که بچه چقدر زشت یا چقدر زیباست، سفید است یا سبزه، زود راه می‎رود یا دیر، سه سالگی حرف می‎زند یا 6 ماهگی،... در هر صورت، «بچه من» از همه قشنگ‎تر، باهوش‎تر، زرنگ‎تر و دوست‎داشتنی‎تر است.

 

-       همه قسمت‎های سخت بچه‎داری مال مادرهاست، اما عاقبت «بابا» اولین کلمه بچه است، وقتی بابا از در می‎آید بچه برای رسیدن به بغل بابا بال‎بال می‎زند، برای رفتن از بغل مامان به بغل بابا گریه می‎کند و دست آخر وقتی حرف زدن را یاد گرفت، اگر بپرسی بابا را بیشتر دوست داری یا مامان را، جیغ می‎زند «بـــــــابـــــا!»

-       بزرگ‎ترین اشتباه مادرها این است که دائم منتظرند اتفاق بعدی رخ بدهد. این بچه چرا غلت نمی‎زنه؟ حالا چرا نمی‎شینه؟ کاش چهاردست و پا می‎رفت. خدا کنه زودتر راه بیفته. اگر غذاخور بشه چه خوب می‎شه. و.... به همین ترتیب. این طوری به جای این که ذوق شرایط موجود را بکنند، هی حسرت شرایط فردا را می‎خورند.

-       این که می‎گویند اگر در دوران بارداری این را بخوری، بچه‎ات فلان می‎شود و اگر آن کار را بکنی بچه‎ات بهمان می‎شود، یکی از بزرگ‎ترین چرندهای دنیاست. بچه‎ها با «شخصیت» به دنیا می‎آیند. این که بچه اجتماعی است یا منزوی، گریه‎ئو است یا آرام، خوش‎خواب است یا دائم‎البیدار، غذاخور است یا بخور و نمیر، قبل از تولد به بچه الصاق شده. فوق فوقش به مامان و بابا و فک و فامیل رفته. وگرنه خوردن انار و فوت کردن به آب روان و نزدیک نشدن به موبایل و مایکروفر و این چیزها فایده‎ای ندارد.

-       و... احساس مادری و پدری ذاتی است اما پدر و مادر خوب بودن، یادگرفتنی است. این را خوب یاد گرفته‎ام.

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)